close
رزرو آنلاین هتل
شب قدر،شب احیا،شب زنده داری


محصولات سایت
موضوعات
پیوندهای روزانه
کسب درآمد


 

ساقی باکس تاب کلیک


  

درحال حاضر بهترین باکس درامدزای ایران


درباره :
بازدید : 184 ♥ تاریخ : چهارشنبه 25 تير 1393 زمان : 23:3 ♥

خدایا ! نمی دانم با همه اینقدر مهربانی یا فقط با من ؟ ولی می دانم فقط تو با من اینقدر مهربانی … . .

هر که به من میرسد بوی قفس میدهد جز تو که پر میدهی تا بپرانی مرا . .

خدایا چگونه تو را بخوانم در حالی که من ، من هستم ؟ و چگونه از رحمت تو نا امید شوم درحالی که تو ، تو هستی ؟ . . در خود می نگرم تا ببینم که خطا کجاست … ؟؟؟ بعد از کمی تامل و قدری سکوت پی میبرم : آنجا که خالی از خداست ، خطاست … . .

و تنها خدا است که از نشان دادن خورشیدش هر روز صبح به آن ها که اهل دیدن هم نیستند ، هرگز خسته نمی شود !!! . .

خدایا ببخش مرا آنقدری که حسرت نداشته هایم را خوردم و شاکر داشته هایم نبوده ام … . .

الهی نردبان دلم را به هر که رو زدم شکست … باکی نیست !

برای رسیدن به تو تنها نگاهی به آسمان کافیست ! . .

بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند ، تنها «خداست» که می ماند … .

دلم که تنگ می شود ، هوس میکنم بیایم دم خانه ات و داد بزنم : کجایی خداااااااااااااااااااااااا … !!!

. . اذان صبح آوایی ست که همگان آن را می شنوند اما فقط آنهایی که اهل قیامتند به پا می خیزند … . .

دلم باز امشب گرفته ؛ بیا تا کمی با تو صحبت کنم بیا تا دل کوچکم را خدایا ، فقط با تو قسمت کنم . .

در گذر از یک راه ، با همه پیچ و خمش ، با همه بیش و کمش ، به افق مینگرم ، به نوید گذر از پوچی ها ، به صدایی که مرا میخواند …

گرچه دور است ولی ، من خدا را دارم … . .

چه قدر زیباست وقتی پشت همه ی خواسته ها ، دل نگرانی ها و مشکلات لاینحل معبودی را می نگریم که مارا به احساسی به سبکی بال فرشتگان می رساند … . .

وقتی به نماز می ایستم من ، تو را می خوانم … ؟ با تو مرا می خوانی … ؟ فقط کاش که عشق مان دو طرفه باشد … . .

این همه غربت تلخ این همه تنهایی این همه دلتنگی این همه فاصله تا رویاها این همه غم ز کجاست ؟؟؟ من امیدم به خداست …

من امیدم به همین ذره نور اینجاست من امیدم به همین خلوت سرد به همین یاد نگاه به همین دغدغه ها به همین رویاهاست من امیدم به خداست  . .

گاهی دلم می گیرد ، گاهی زندگی را نمی خواهم گاهی تنهای تنها می شوم اما در همین گاه ها ، می دانم خدایی در کنارم است که من قدرش را نمی دانم … . .

به کجا می نگری ؟ زندگی ثانیه ایست … وسعت ثانیه را می فهمی … ؟ هیچکس تنها نیست ! ما خدا را داریم … . . در این دنیا اگر غم هست صبوری کن خدا هم هست اگر دشمن کنارت هست مخور غصه خدا هم هست اگر فقر و فقیری هست منال هرگز خدا هم هست اگر در عشق فریبی هست چه غم لیکن خدا هم هست . .

اگر کسی را نداشتی که به او بیندیشی به آسمان بیندیش چون در آسمان کسی هست که به تو می اندیشد … . .

خدایا عجب از آدمی که نشانه‌ هایت را می بیند و انکارت می کند و عجب از تو که انکارش را میبینی و مهربانی میکنی !!! . . خدایا نماز عشق بر پا کردم ، استجابت کردنش از تو شب و روزم به درگاهت دعا کردم ، قبول طاعتش از تو خدایا دیوانه گشتم چو مجنونت ، لیلی گشتنش از تو ببارد قطرهای اشک از چشمان دلم ، دریا کردنش از تو . .

از پنجره روزگار به درخت عمر که مینگرم ؛ خوش تر از یاد خداوند ثمری نیست مرا … . .

یارب اگر نگذری از جرم و گناهم چه کنم ؟ ندهی گر به در خویش پناهم چه کنم ؟ گر برانی و نخوانی و کنی نومیدم به که روی آورم و حاجت ز که خواهم ؛ چه کنم ؟ . .

نیمه شب است و من هستم و تنها صدای تپش قلبم ! قلبی که یادش از تو سرشار است و امیدش همه لطف … . . دنیا را فقط یک بار نگاه کن و آخرت را چند بار و صاحبخانه را همیشه ! . .

خدایا … می دانم تو همیشه با منی ولی تنهایم مگذار یا شاید بهتر باشد بگویم : نگذار تنهایت بگذارم … . . معبودم !!! یک بقل نیاز از من و یک لبخند اجابت از تو … . .

خدایا ! گفتنی ها با تو دارم ، مگیر از من مجال گفتگو را … . . وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا در همین نزدیکی است … . .

خدا همین جاست ؛ نیازی به سفر نیست ! خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند …

خدا در دستان مردی است که نابینایی را از خیابان رد می کند …

خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد ! خدا در جمله ی “عجب شانسی آوردم” است …

خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو … !!! . .

گفتم از زشتی گفتارِ بدم ، گفت : “بیا”

از سیه کاری رفتار بدم ، گفت : “بیا”

گفتم از غفلت دل ، از هوسم ، از نفسم صاحب آن همه کردارِ بدم ، گفت : “بیا”

گفتم از سرکشیم ، سینه سپر ، داد زدم نیستم خسته دل از کار بدم ، گفت : “بیا”

گفتم از دوست گریزانم و در خود غرقم دائما در پی پندار بدم ، گفت : “بیا”

گفتم از گوهر ذکر تو ندارم بهره غوطه ور مانده در افکار بدم ، گفت : “بیا”

گفتم ای چشمه ی خوبی ، سحری چشم گشا نگر اعمال شرر بار بدم ، گفت : “بیا”

گفتم ای صاحب این سفره که خوبان جمعند گفته بودی که خریدار بِدم ، گفت : “بیا”

گفتم آینه شیطان شده بودم عمری خسته از دست همین یار بدم ، گفت : “بیا”

گفتم خدا ز دست دل من رنجیده من همان عبد گنهکار بدم ، گفت : “بیا”







نویسنده : admin نظر بدهید ()

”نظرات شما برای این مطلب،مطمئن باشید ما برای نظرات شما احترام خاصی قائلیم”

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

آمار سایت
  • آمار کاربران
  • افراد آنلاین : 2
  • اعضای آنلاین : 0
  • تعداد اعضا : 23

  • عضو شوید
  • ارسال کلمه عبور




  • آمار مطالب
    کل مطالب : 795
    کل نظرات : 7

    سیستم عامل :
    مرورگر :
    آی پی : 54.163.22.209

  • آمار بازدید
  • بازدید امروز : 210 نفر
  • باردید دیروز : 586 نفر
  • بازدید هفته : 951 نفر
  • بازدید ماه : 11,500 نفر
  • بازدید سال : 209,087 نفر
  • بازدید کلی : 1,057,025 نفر
  • ورودی امروز گوگل : 0 نفر
  • ورودی گوگل دیروز : 1 نفر

آخرین کاربران
آرشیو
ما را در گوگل محبوب کنید ...
فروشگاه شارژ ارزان قیمت
نرخ آنلاین سکه
آمارسایت
نرخ آنلاین طلا
تبلیغات متنی